Skip to Content

ایران صدا

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

ایران صدا

دیروز که برحسب اتفاق تبلیغات ایران صدا در تلویزیون دیدم  خوشحال شدم . امیدکه این رادیو اینترنتی مثل رادیوهای دیگر مخاطب های خودرا هرچه زودتر بیابد. بروبچه های  ایران صدا در بخش فرهنگ وادبیات معاصر خوب زحمت می کشند. ازهمین جا جادارد ازآقای یاسر نوروزی وهمکاران   شان تشکری بکنم . بیشتر گفتگوهای دوستان درخصوص  نقد کتاب های داستانی را گوش می دهم .  که انصافا تاثیر گذار است و اثربخش .

اما یک گله  کوچولو ازدست اندرکاران ایران صدا  دارم . حال که رادیو اینترنتی ایران صدا دارد خوب می درخشد .دربخش مصاحبه با نویسندگان ومنتقدان غافلگیرانه عمل نکند . ده روز پیش  حول وحوش   ساعت یک ونیم ظهر تلفن همراهم که زنگ زد، دیدم از ایران صدا هستند و می خواهند درباره توزیع کتاب در استان  قزوین    صحبتی داشته باشند . مهلت خواستم .گفتند یک ربع دیگر . با اینکه شارژتلفن همراهم روبه اتمام بود، با تلفن همراه یکی ازدوستان یه چیزهایی که به ذهنم می رسید .سرهم کردم . وجواب دادم. گذشت تا دیروزبازهم حول حوش ساعت یک و نیم ظهر سرکلاس دانشگاه که با  یک ربع تاخیرهم رسیده بودم .ونگاه سرزنش باردانشجویان  نوازشم می کرد،  تلفن همراه را که برداشتم دوست عزیزی که قبلا یادداشتی برکتاب داستانی شان نوشته بودم .گفتند از ایران صدا زنگ زدند می خواهند درباره کتابش باچند نفرصحبت کنند . اجازه می فرمائید شماره تان را بدهم گفتم صاحب اختیارید . گفتند پس ده دقیقه دیگرآماده باشید برای مصاحبه . گفتم : شرمنده الان سرکلاس هستم .

راستش   خیلی دوست داشتم درخصوص کتاب دوست نویسنده حرفهایم را  بزنم از اینکه فضا وشرایط این اجازه را بهم نمی داد . کمی ازدست ایران صدا دلخور شدم .