Skip to Content

سیالان ازنگاه جابرتواضعی /ستایش زادگاه

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

سیالان ازنگاه جابرتواضعی /ستایش زادگاه

نام نويسنده :

ناشر :

سال انتشار :

در فهرست نويسي فيپاي كتاب، 2 موضوع براي «سيالان» آمده؛ اولي داستان و دومي سير و سياحت. ولي كتاب نه يك اثر داستاني است و نه منحصرا كاري درباره سير و سياحت. خود نويسنده هم در مقدمه گفته كتابش يك اثر ادبي يا تاريخي نيست و فقط نگاهي است به زادگاهش الموت. او تلاش كرده زادگاهش را از نظر تاثيري كه بر او و آدم هاي ديگر سرزمينش گذاشته توصيف كند. ضمن اين كه نقل قولي هم آورده از پروفسوري به نام دنوشر كه:« هر كودكي حق دارد مادرش را بهترين مادر دنيا بداند و كسي نبايد بر او خرده بگيرد. با همين منطق، كسي نبايد احساسات يك شاعر و نويسنده را در مورد وطنش اغراق آميز تلقي كند. چون انسان فطرتا دوست دارد از مادرش تعريف كند.»

يادداشت هاي علي رشوند نويسنده كتاب با سرفصل هاي مختلفي درباره الموت، چيزي است حد فاصل يك قطعه ادبي و خاطرات نوستالوژيك. اين وسط كمي اطلاعات هم به بيننده منتقل مي شود.

اگر داستان نويسي مثل يوسف عليخاني در داستان هاش الموتي را تصوير مي كند كه به قول خودش مي شود گفت ديگر نيست و رفتن آدم هایش دستش را برای اين كار باز گذاشته، با اين حال هنوز مي شود چيزهايي رئاليستي از مردم شناسي آن منطقه را درش پيدا كرد و كسي كه به قصد خواندن داستان هم سراغ كتاب مي رود، به طور نسبي با آداب و رسوم و فرهنگ منطقه هم آشنا مي شود.

ولي خواننده «سيالان» بايد براي دست پيداكردن به همين اطلاعات كم درباره منطقه، لايه ضخيمي از اين متن داستاني و قطعه ادبي را كنار بزند. متني كه مي تواند با نگاهي رومانتيك درباره هر مكان ديگري  هم نوشته شود و طبق گفته پروفسور دنوشر شرط لازم و كافي تعلق خاطر به وطن/ مادرش است و كسي هم حق ندارد به او خرده بگيرد.

با همه اين ها تعلق خاطر علي رشوند به زادگاهش قابل تامل است. فكرش را بكنيد اگر همه ما بدون تعصب نسبت به زادگاه و محل زندگي خودمان چنين نگاهي داشته باشيم، چه اتفاقات خوبي در مردم شناسي و حفظ آداب و رسوم آن منطقه مي افتد و همين، چقدر راه را براي پيشرفتش در آينده هموار مي كند.