Skip to Content

سیالان دربوته نقد و بررسی /دکتر سید علی شهروزی

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

سیالان دربوته نقد و بررسی /دکتر سید علی شهروزی

نام نويسنده :

ناشر :

سال انتشار :

گویی خدا این کوه عظیم (سیالان) را آفریده است تا هر روز صبح سپیده دمان ، هر الموتی تبار از پنجره چوبی خانه کاه گلی اش نگاهی به آن ستیغ بیاندازد تا باهر نگاهش درس صعود کردن ، به اوج رسیدن را در ضمیر پاک خویش ثبت نماید ." علی رشوند

کتاب سیالان نوشته ی هم گهوار ه ای ام علی (ضیاء) رشوند پس از مدتهای طولانی انتظار ، چاپ گردید و اکنون در دسترس علاقه مندان می باشد . کتاب در 94 صفحه و مشتمل بر 13 فصل توسط انتشارات روزبهان منتشر گردیده است و به قیمت 1500 تومان

پیش از نقد کتاب خاطره ای را نقل می کنم

"که چندان بی مناسبت با مقاله حاضر نیست چند سال پیش که در شهر کورتلند ، شهری دانشگاهی در شمال ایالت نیویورک ،اقامت داشتم نماز جمعه را به اتفاق چندین نفر دیگر ، که یکی از آنها برادر مرصاد اهل بوسنی بود ،در مسجدی که دانشگاه کورتلند در اختیار ما گذارده بود و عبارت ازیک اطاق بزرگ و سرویس بهداشتی اختصاصی بود ،برگزار می کردیم .یهودیها روزهای شنبه و مسیحیان روزهای یکشنبه از قسمتهای دیگر ساختمان برای عبادت استفاده می کردند .عادتا قبل و بعداز نماز ، نمازگزاران باهم از هردری گفتگو می کردیم و چون همگی غریب و از کشورهای مختلفو فرهنگهای گوناگون بودیم ، برادری و همفکری برپایه وجه اشتراک دینی مان کاملا احساس می شد.دریکی از همین گفتگوها ،برادر مرصاد از آوارگی مردم وطنش بوسنی برایم صحبت کردومن هم به او گفتم که اهل الموت ایران هستم وماهم بعداز فلسطینی ها و افغانی ها سومین گروه آوارگان هستیم که در الموت زندگی نمی کنیم . اما به دلخواه خود اکنون چند صد هزار نفر الموتی که عاشق الموت هستند ، بدون اینکه کسی مارا بیرون کرده باشد یا جنگی صورت گرفته باشد --- آخرین جنگ درالموت حدود 800سال پیش رخ داده است – دور از زادگاه خودو با حسرت برگشتن و زندگی کردن در آن روزگار می گذرانیم واکنون در دره الموت ، که مساحتی بیش از 2000کیلومتر مربع دارد ، کمتر از 30 هزار نفر در بیش از دو شهر و دویست روستای آن ساکن هستند .

به قاعده برای جمعیت فعلی ساکن الموت ،حدود 4000منزل کافی است . درحالی که چندین و چندبرابر این مقدار ساختمان خوب ولی خالی در الموت وجود دارد .بارها و بارها از زبان الموتیان شنیده ام که یک روز زندگی در الموت رابه یک عمر زندگی در شهرهای دیگر ترجیح می دهند .با این حال نبود امکانات باعث شده است تا به مرور زمان ،نسل جوان و شایق تحصیل و پیشرفت ،آواره غربت شوند و الموت در زمستان به خانه سالمندان بزرگی شبیه است که اکثر اهالی آن در شهرها وآبادیها و حتی کشورهای دیگر روزگار می گذرانند .این خاطره را گفتم تا ذی المقدمه گفته باشم که عشق الموتیان به الموت مثال زدنی است و کتاب سیالان نیز از این جنس است

علی رشوند در سومین کتابش که با دو کتاب قبلی تفاوت نمایانی دارد .اثری به وجود آورده که در مقام نقد ، نخست به ضعف ها و بعد به قوت های آن می پردازم .اما پیش از آن خالی از لطف نیست که بگویم چون نویسندگی در کشورما به صورت شغل و حرفه درنیامده است ،این دوست نازنین من نه تنها تحصیل ادبیات و نویسندگی نکرده که تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشدش در رشته مهندسی است .و شغلش هم .که در کارخانه و امروز در وزارت صنایع معادن دارد هیچ سنخیتی با نویسندگی ندارد .بنابراین با ذوق شخصی و مطالعه فراوان و مشق سنگین ،از کمترین اوقات فراغت استفاده کرده و در نزد خود و در معاشرت با اهل قلم وبلاگ بسیار خوبی راه بیاندازد و قلمی قوی و پخته وزبانی که صحیح و کم غلط است .داشته باشد.

اما ضعف های سیالان :

در مقدمه و در اوایل سطر (ص11) می آورد که "سیالان اثری ادبی و یا تاریخی نیست " که اتفاقا اثری کاملا ادبی است و در بخشی تاریخی است که بیشتر از تاریخصحیح الموت ، بعضی مطالب غیر صحیح راهم ممکن است ازکتاب خداوند الموت نوشته پل آمیر وترجمه ذبیح الله منصوری متاثر باشد مثل خواجه کردن فدائیان ،یا قتل ملکشاه توسط فدائیان ...را نوشته است . واقعیت این است که کتاب خداوند الموت کمترین انتطباقی با تاریخ الموت نداردو این البته شیوه مرحوم منصوری است که در کار خودیگانه است - بود –که ترجمه هایش بیشتر تالیف بود و اثر خامه و طبع خودش بود تا اثر نویسنده اصلی . منصوری در تمام عمرش یک سره می نوشت و چندان به امانتداری و دقت در برگردان متن اصلی اهمیت نمی دادبا این همه باید اذعان داشت که پر خواننده ترین کتابهای فارسی قرن اخیر متعلق به منصوری است کما اینکه کتاب "خداوند الموت " که قصه ای بسیار خواندنی و غیر تاریخی و بلکه پر از اغلاط فاحش می باشد .بارها و بارها مانند دهها اثر دیگرش به چاپ رسیده است در حالیکه کتاب" فرقه اسماعیلیه "نوشته هاجسن و ترجمه بدره ای که دانشنامه دکترای نویسنده در دانشگاه هاروارد ،اولین دانشگاه تاریخ درجهان می باشد .هرگز استقبال چندانی علیرغم استحکام و درستی آن نداشته است همین طور است تواریخی که از قدیم وجود داشته است مانند جهانگشای جوینی و تاریخ رشیدی ویا تحقیقات پر زحمت الموت شناسان برجسته مانند :ایوانف ، ویللی ،برنارد لوئیس ،کشاورز ،دکتر ستوده ، مجیدی ....

ایراد دوم نوشتن زیر نویس های غیر ضروری و غیر دقیق است مانند خوک (ص20)که نیاز به توضیح و ترجمه ندارد در حالیکه شماره خورده و در زیر نویس آورده شده است "نوعی گراز به زبان الموتی" یا در تعریف هودکان (ص36)آن را "نام کوهی در ضلع شمالی قلعه الموت "آورده است که صحیح نمی باشد بلکه قلعه الموت برصخره ای که از چهار طرف به جایی وصل نیست بناگردیده ودرست آن بود که نوشته شود هودکان کوهی در شمال قلعه الموت است

ایرادسوم سیالان این است که نیاز به فصل بندی ندارد زیرا جدایی فصل ها بیشتر از آنکه واقعی باشد ظاهری تصنعی دارد .البته ممکن است این ایرادهای جزئی ، سلیقه ای باشد ولی اگر مقبول طبع نویسنده واقع شوند چه بسا در چاپهای بعدی مورد توجه قرار گیرند .یا در آثار آتی

کتاب درنقد نقاط قوتش مرا به ذکر خاطره ای از ابو علی سینا وا می دارد .بوعلی سینا در تحصیل چند معلم معروف و درتدریس چند شاگرد نامی دارد.کتاب "رساله فی عشق "را بوعلی برای و در تقدیم به یکی از شاگردانش به نام ابو عبدالله معصومی نگاشته است .سیالان را می توان به "رساله فی عشق "علی رشوند برای استادش دکتر شریعتی قیاس کرد با این تفاوت که در اولی استادی کتابی برای شاگردی خوب نوشته وسیالان کتابی است که شاگردی خوب و شیفته ، متاثر از کتاب کویر شریعتی ،آنرا برای استاد فرهیخته و ادیب، شریعتی ، نگاشته است . می دانیم شریعتی ادیب بود وشاگرد اول ادبیات دانشگاه مشهد و به واسطه همین شاگرد اولی بورس تحصیلی در فرانسه نصیبش شد .کسانی که به شریعتی انتقاداتی دارند بیشتر در بحث مواضع دینی اوست . وگرنه ادبیات او ،هم در متون کتابها و نامه هایی که نوشته ، ممتاز و بی نظیر است درسیالان ، رشوند مفتون و شیفته زبان ادیبانه شریعتی است .روانی ، سادگی و صداقت در سطر سطر سیالان جاری و ساری است بی آنکه تعصب گرایی قومی در آن باشد.

علی رشوند ، درسومین کتابش ،آرام اما غوغایی .ساده اما دقیق .شرح عاشقی خودرا می نویسد .عشقی واقعی و حقیقی در سیر و سلوک صمیمی ، از کوه ، آسمان ، عقاب و رود می نویسد .و دل مشغولیهای جان شیفته خودرا بر جان کتابش می ریزد و چون شریعتی که استادانش را بسیار پاس می داشت ویاد می کرد .

علی رشوند نیز پر فسور دنوشر را بسیار دوست دارد و در وبلاگش هرانک هراز گاهی از دنوشر متنی و شاهد مثالی می آورد .در اینجا نیز از قول او می گوید :"چه بسا انسان فرزند طبیعت است و طبیعت مادر انسان و هر انسانی فطرتا دوست دارد از مادرش تعریف و تمجید کند "

علی رشوند اهل و زاده روستای هرانک است که در منطقه الموت بالا واقع شده است او در وبلاگش هرانک قصه های بومی الموتی را به زبان تاتی که زبان شایع تر منطقه است می نویسد .الموتیان به کردی و مراقی در معدودی از روستاها سخن می گویند که از بقایای زبان مادهای آریایی است وگرچه سیالان به زبان غنی فارسی نوشته شده است اما وجه قالب سیالان زبان عشق است و آدم به یاد جمله معروف آن صوفی بزرگ می افتد که به نقل از تذکره الاولیای عطار گفته بود :"به صحرا شدم ،همه عشق باریده بود"