Skip to Content

پشت درخت توت / احمدپوري

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

پشت درخت توت / احمدپوري

اين روزها رمان پشت درخت توت نويسنده احمدپوري را مطالعه مي كنم . حوادث داستان به فضاي سالهاي منتهي به انقلاب 57 مربوط مي شود .رمان توسط نويسنده درمقطعي رها مي شود و روح كلي رمان اورا به چالش مي كشد كه چرا داستان را تكميل و تمام نمي كني اين چالش باعث مي شود نويسنده طرحي نو دراندازد و داستاني جذاب را دربرابر خواننده اش قراردهد

 رمان "پشت درخت توت" احمدپوری

داستان داستان قابل تاملی است.داستان درباره زندگی  معلمی است به نام سیروس وخانواده اش که درسالهای منتهی به انقلاب دریکی از روستاها  فعالیت دارد.  درصفحات آغازین کتاب " روح کلی  رمان"  براساس توصیف نویسنده  جوان بالغی  که از پشت درخت توت پدیدار می شود. که به نویسنده متذکر می شود "بیشتراز سی سال است که باهم آشنا هستیم از همان روزی که اولین صفحه از رمان تان را نوشتیدوبعداز مدتی رهایمان کردید " .این روح کلی به جهت غنای داستان دربرابر نویسنده می نشیند و  استدلال هایی  داردکه هنوز روح کلی رمان شکل نگرفته ..سپس با شخصیت های داستان از جمله :نسرین همسر سیروس و دو پسرش حمیدو سعید ومهری نیزدرصدد دفاع از زوایای زندگی خود برمی آیند ونویسنده را به چالش می کشند.داستان "پشت  درخت توت "داستان ساختارشکنی  است که به خواننده اثبات می دهد هرشخصیت داستانی از زاویه ای که مدنظر نویسنده است  و دغدغه اوست .ساخته وپرداخته می شود.چه بسا براین اساس شخصیتی خوب پرداخته نشوداین که سیروس درمیزان فداکاری ارجح است یا همسرش نسرین یا فرزندانش چیزی است که خواننده را به شک وا میدارد.درآخر داستان می توان به این باور رسید روح کلی داستان هنوز شاکی است چراکه...