Skip to Content

یادداشتی بر مجموعه داستانی " همین است که هست " نوشته ی خانم سودابه فرضی پور

  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of cmfcCalendarV1Iranian::infoArrayToTimestamp() should be compatible with cmfcCalendarV1::infoArrayToTimestamp() in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar/v1/calendarSystems/iranian.class.inc.php on line 0.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Non-static method cmfcCalendar::factory() should not be called statically in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/calendar_systems/calendar_systems.module on line 221.
  • strict warning: Declaration of views_handler_argument_many_to_one::init() should be compatible with views_handler_argument::init(&$view, $options) in /home/haranak/public_html/sites/all/modules/views-6.x-2.12/views/handlers/views_handler_argument_many_to_one.inc on line 0.

یادداشتی بر مجموعه داستانی " همین است که هست " نوشته ی خانم سودابه فرضی پور

شروع می کنم به مطالعه مجموعه داستانی " همین است که هست " انتظارم این است که به داستانی بربخورم ،که نام مجموعه را یدک می کشد. اما این طور نیست نام کتاب " همین است که هست " شاید تاکیدی است بر واقعیت های آورده شده در داستانها که منظورنظر نویسنده اش هست ، مجموعه داستانی خانم فرضی پور شامل 13 داستان کوتاه است که از بین آنها داستان های ( شوم تر از آن چه در آنیم ، جمعه ها شراب کارساز است ، بیا جدی حرف نزنیم ، من ماهی سقنقورم ، صحنه مراد، کاش روز این قدر روشن نبود ، ) تم اجتماعی دارند

. بیان وضعیت افراد در چنبره مشکلات زنگی خانوادگی و اجتماعی شان می باشد..
 و داستانهای ( بی همه ، غریبه ، من عصبانی ام ، این روزها، یک قبر می خواهم ، دستورالعمل خواب ، ) تم روانکاوانه  دارند. این داستانها بیشترواگویه است . راوی احساسات و عواطف خودرا درقبال حادثه ای روایت می کند .
 دو داستان  " دستورالعمل خواب ، صحنه و بی همه " بنظر بنده از بهترین داستانهای مجموعه هستند . هم زاویه دید داستانها  بدیع است . هم پرداخت خوبی در روایت دارد .توصیفات به اندازه است .
در  دو داستان " کاش روز این قدر  روشن نبود  و این روزها "  پیرنگ  دو داستان، خیانت است . خیانتی زن ومرد درقبال همدیگر  می کنند . خیانتی که ردپایی از خودش برجا  می گذارد .  هردو از هم آتو دارند.  مرد  در داستان کاش  روز این قدر روشن نبود خیانت را برنمی تابد و تکلیف زن را معلوم می کند . اما در داستان " این روزها " زن گرچه از خیانت همسرش مطلع است اما به خاطر دوست داشتن های یک جانبه محافظه کار وترسو است . و راضی  به تحمل زندگی و ادامه آن با همسر خاطی اش می شود. ، داستان ها باور پذیرند و نمونه های فراوانی از این نوع زندگی ها در جامعه امروز دیده می شود . به نقل از متن می خوانیم :
(من راضی ام به این که چند شب درهفته داشته باشمش ،اما مهربان ،اما صمیمی و آرام ..)
داستان" مراد" که تقدیم شده  است به راوی شازده احتجاب ، روایت شازده ای است با ظلم ها و جنایت هایش نسبت به اطرافیان ، تم داستان، ظلم و زورگویی است . شازده داستان خانم فرضی پور همان شازده احتجاب است که زندگی اش مثل همه شازده ها از ظلم و تظلم سرشار است . داستان گرچه مربوط به زمان گذشته است .  اما به لحاظ موضوع روایت ظلم درساختار زندگی اجتماعی ایرانیان . با داستانهای دیگر مجموعه همخوانی  دارد.
 داستان "من عصبانی ام " بیشتر به شکوائیه می زند تا داستان. وصف الحال راویی است که آزرده خاطر  است. اوکه  از اطرافیان رنجیده خاطر شده است    با خود کلنجار می رود که به خانه آن شخص  برود  وتلافی کند . اما دست آخر به دوش گرم گرفتن و سکوت کردن اکتفا می کند .
(نه نمی روم اصلاچه کاری است فرض که گفته باشد خب که چی نمی توانم به خاطر یک حرف خون بپاکنم که بهتراست بروم دوش بگیرم تاکمی آرام شوم )
.داستان " بی همه " داستان اعتراف است . اعتراف به شکست عشقی راوی که زمانی جز مردان لات منش بوده و نوچه هایی  داشته که درایام جوانی عاشق خانم معلمی می شود که دست رد به سینه اش می زند . داستان وضعیتی را تشریح می کند که زنی درمقابلش نشسته و مشغول قهوه سرکشیدن است .   اما درآخر داستان  وقتی از اظهار علاقه زن نسبت به خودش مطلع می شود . طفره می رود. بی همه داستان باور پذیری است . انگشت اشاره داستان بخشی از مردان را نشانه می رود که مسئولیت پذیر نیستند . با فیدبکهایی که روای از گذشته زندگیش می دهد . داستان را جذاب و خواندنی کرده است .
(آن وقت ها دستمال یزدی  می انداختم دورگردنم وهرچه دستمال چرک مرده تر بود احساس غرور واعتماد به نفس بیشتری داشتم..... ص57)
داستان "صحنه" ، حرکت مورچه ها را بر صحنه بازی روایت می کند که کارگردان و تهیه کننده از مشکلی که بازیگران بازگو می کنندبخاطر پاره ای ملاحظات طفره می روند . دست آخراست که هجوم لشکر مورچه ها بازیگران را با ناله و نواله از پای درمی آورد.  تماشاجیان با جیغ وداد ابراز احساسات می کنند . داستان شروع و پایان خوبی دارد . تنها داستان مجموعه است که حادثه محور است . پیرنگ داستان قبول مشکل است . زاویه دید نویسنده در تلفیق واقعیت (قبول مورچه روی صحنه) و تصورات و احساسات وتماشاچیان (بازی پنداشتن نقش  بازیگر ) از نقاط  قوت داستان است .
 در داستان " جمعه ها شراب کار ساز است " جسارت نویسنده در پرداختن به موضوع  عشق ممنوعه - دختری که خواستگاربرایش آمده و با مردجوانی که صاحب زن و فرزند است ،زمانی خاطر خواهش بوده  - باید ستود . کاراکترها  وتوصیفات به اندازه درداستان رعایت شده .
 داستانهای  " بیا جدی حرف نزنیم  و من ماهی سنقورم " پرداخت ضعیفی دارند نویسنده می توانست از روایت خاطره وار فاصله بگیرد و ازآنها داستان جذابی بسازد .
دریک نگاه کلی داستان های نویسنده فرضی پور تعلیق ندارند .  بیشتر وصف الحال است . توصیف مشکلات آدمهایی که در زمانه ما می زیند . داستانها درحوزه آسیب شناسی اجتماعی وفردی می گنجد .که درنوع خود قابل تامل است .